بارها زير لب زمزمه کردم "الهي و ربي من لي غيرک"......ولي اين بار وجودم فرياد مي زند "الهي و ربي من لي غيرک" .....چرا که از آدميان خسته ام خدايم .
الهي ! در سکوت افتاده اي بيش نيستم ، تو دليل سکوتم را مي داني ، و چه آسان سکوتم را هم محکوم کردند .
الهي ! مي گذارم تا باز هم بگويند ، چرا که تو را دارم و تو مرا بس .
الهي ! گفتي خريدار دل شکسته اي ، آوردمش ولي ارزان نمي فروشمش . ميدانم بهتر از تو خريداري پيدا نمي کنم ميدانم با من راه مي آيي .
الهي ! ببين در راه مانده اي هستم دلتنگ وصال ، دلتنگ آغوش يار ، دلتنگ شنيدن صداي قلب يار . الهي درياب !
الهي ! سادگي را به من ارزاني کن هرچند مجازاتم کنند !
الهي! جنون عطا کن .جنون ، جنون ، جنون.
الهي ! کودکان چه معصوم مي خندند ، کودکي عطا کن .
الهي ! ياري ام ده که در مقابل اين قوم هيچوقت سر تعظيم فرو نياوردم چرا که سجده گاه من و تعظيم من فقط و فقط براي توست .
الهي ! ياري ام ده مقاومت کنم و بر نامهربانان لبخند بزنم
.
الهي يا ربي دل بي کينه عطا کن ، دل بي کينه عطا کن خدايم .
الهي ! وقتي غنچه اي کوچک با نور خورشيدت شکوفا ميشود واي به احوال من که با نور تو قلبم تاريک بماند و به روشنايي سلام نکند .

الهي ! حرف بسيار است, در خلوتهايم برايت سخنها دارم .سخن عشق به الله عشق به تو خدايم زيرا كه جز تو معبودي ندارم, جز تو عشقي ندارم و جز تو مني وجود ندارم......... ,سخن زندگي
اما با عشق تو, اي تنها تكيه گاه من!!!
و در آخر خدايم ببخشاي مرا .چرا كه حقيرم در مقايل عظمت و شكوه تو ببخشاي كناهان مرا چرا كه الرحمن الرحيمي چرا كه ارحم الراحميني.....!
يا رب به يادت و به ياريت!
|
+| نوشته شده توسط
LoveLeSs در شنبه نوزدهم اسفند 1385
|