تبليغاتX
**reaL LoveLeSs**
 چه جوری؟؟!
نه می شه باورت کنم نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوب من بشی نه می شه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی نه می تونم رهات کنم
نه می تونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه می تونم بگم بمون نه می تونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام


چه جوری از تو بگذرم تویی که معنی منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه می زنی
نه ساده ای نه خط خطی نه دشمنی نه هم نفس
نه با تو جای موندنه نه منده راه پیش و پس
نه می تونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه می تونم بگم بمون نه می تونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نمی شه با تو باشم و اسیر دست غم نشم
فقط می خوام با خواستنت تا هستم از تو کم
نشم

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387  |
 سال نو مبارک

سالی پر از شادی براتون آرزومندم!!!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 
امروز دلم دوباره شکست...

از همون جای قبلی....

کاش می شد آخر اسمت نقطه گذاشت تا دیگه هیچ وقت شروع نشی...

کاش می شد فریاد بزنم...... پایان!

دلم خیلی گرفته...

اینجا نمی شه به کسی نزدیک شد...

 آدما از دور دوست داشتنی ترند!!!

روزگارم نمرده....

اما نمی دونم چرا امروز دلم گرفته!!!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386  |
 سلام
سلام به همه ی دوستای گلم!!!!!!!

خوبین؟

ببخشید که یه مدت نبودم.

انقدر سرم شلوغه که خدا می دونه.

خیلی خیلی هم خوشحال چون دانشگاه قبول شدم. واسه همینم هست که زیاد نمی تونم بیام وبمو آپ کنم. اما ممنونم از همه تون چون با اینکه نبودم منو فرا موش نکردید. البته می دونم که دلتونم برام تنگ شده و اینا

نمی دونم الان دوباره خحوشحال شدم حرف قبول شدن دانشگاه و زدم هر وقت یادم می افته خوشحال می شم.

این بهترین اتفاقی بود که تو زندگیم افتاد از خدا ممنونم که ...............

خوب ازبحث دانشگاه بیایم بیرون . فقط بدونید خیلی خوشحالم . امیدوارم ا زترم دیگه وقتم یه کم خالی تر بشه که بتونم مث قبل بیشتر بتونم به ویم برسم!!!!

فلان بای دوستان!!!!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386  |
 ؟؟!
 

سلام به همه ي دوستاي عزيزم
اميدوارم كه حالتون خوب باشه!!!
 راستش چند روز پيش تو ياهو يه آف لاين واسم گذاشته بودن كه خيلي تو فكر برد!
حتما همتون جمله ي معروف شكسپير رو شنيديد كه مي گه كسي رو كه دوستش داري رهاش كن اگر از آن تو باشد به سوي تو با خواهد گشت اگر نه بگذار به سوي كسي رود كه از آن اوست!!!
دو نفر كه همديگرو خيلي دوست داشتند با خوندن اين جمله ي معروف از همديگه جدا مي شن... گناه اين دو نفر چي بوده؟؟؟
اينكه هر دو تو يك زمان اين جمله رو خوندن؟ واقعا گناه اين دو نفر چي بوده... ؟؟؟
يه سري مطلب آموزنده واستون گذاشتم:

ادما به اندازه ي ظرفيتشون مي فهمند و به اندازه ي نيازشون مي تونن دوست داشه باشند!


آرزوهاتو يه جا يادداشت كن و يكي يكي از خدا بخواه خدا يادش نمي ره اما تو يادت ميره كه چيزي و كه امروز داري آرزوي ديروزت بود!


فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري و بدست بيار چيزي رو كه نمي توني فراموش كني!


حكايت جالبيست كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را فراموش نمي كنند!


افسوس آن زمان كه بايد دوست بداريمكوتاهي مي كنيم... آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي ميكنيم... بعد براي آنچه از دست رفته آه مي كشيم!


اگر آفتاب را به نظاره بنشيني ... سايه را نتواني ديد!


هميشه نگاهي را باور كن كه وقتي از آن دور شدي در انتظار بماند!


يا درست حرف بزن يا عاقلانه سكوت كن!


عشق نيروي كارهاي غير ممكن را به انسان مي بخشد!


هرگز نمي تواني عيب خود را با عيب جويي از ديگران رفع كني!


بسياري از مردم به دنبال خوشبختيند آنها درست مثل كسانيند كه كلاه بر سر دارند و به دنبال آن مي گردند!


از همه اندوهگين تر شخصيست كه هميشه مي خندد!


اگر نتو نستي گنها كسي رو ببخشي از بزرگي گناه اون نيست از كوچيكي قلب تو ا!


زيباييي بدون عفت و فضيلت مثل گل خوش رنگيه كه عطر و بو نداشته باشه!


ممكنه خيلي چيزارو به خاطر عشق از دست بدي اما به خاطر خيلي چيزا عشقو از دست نده!


بهترين اشخاص كساني هتند ه اگر از آنان تعريف كنيد خجل شوند و اگر از آنها بد گفتيد سكوت كنند!


رنگين كمان پاد اش كسيست كه تا آخرين قطره زير باران بماند!


دل معبد فرستگان است به شيطان اجاره اش ندهيد!


گوش كردن بياموز گاهي فرصتها با صداي آهسته در مي زنند!


هيچ وقت به خودت مغرور نشو برگها زماني مي ريزند كه فكر مي كنند طلا شدند!


در انتظار كسي باش كه حاضر باشد حتي وقتي در ساده ترين لباس هستي تو را به دنيا نشان دهد!


|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386  |
 ساحل جوووووووون

سلام دوستان. خوبين؟

ببخشيد آپم دير شد...... اول مي خوام يه عكسيو كه خودم گرفتم براتون بذارم . هميشه با ديدن غروب يه حالي بهم دست ميده يه حالي كه نمي تونم به آسمون نگاه كنم ... مخصوصا اگه هوا گرفته هم باشه اما ايندفعه دقيقا تو همون حالت از آسمون عكس گرفتم....

غروووووووووووووب

يه داستان خوندني هم اين دفعه گذاشتم كه بخونيد اميدوارم خوشتون بياااااااااد.

خريد همسر

در يكي از كشورهاي اروپايي يك مركز خريد وجود داشت كه مردان مي توانستند به آنجا بروند و زني را انتخاب كنند كه همسر آنان باشد اين مركز 5 طبقه داشت و هر چه به طبقات بالاتر ميرفتند خصوصيات مثبت زنها بيشتر مي شد اما اگر در طبقه اي دري را باز كنند بايد حتما آن زن را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند  و هر شخص  فقط 1 بار مي تواند از اين مركز استفاده كند
روزي 2 پسر كه با هم دوست بودند به اين مركز خريد رفتند تا همسر مورد نظر خود را پيدا كنند
در اولين طبقه بر روي در نوشته بود :اين زنان شغل و بچه هايي دوست داشتني دارند  پسري كه تابلو را خوانده بود گفت : خوب بهتر از شغل نداشتن و بچه نداشتن است اما مي خواهم ببينم بالاتري ها چگونه اند؟
در طبقه دوم نوشته شده بود :اين زنان شغل و بچه هاي دوست داشتني و بچه هايي زيبا دارند. پسر گفت:هوووووووووم طبقه بالاتر چطوره؟
طبقه سوم :اين زنان شغل و  بچه هاي دوست داشتني چهره اي زيبا و همه چيز را در خانه باب ميل همسر آماده ميكنند .پسر: واااااااي . بريم بالا ببينيم بالايي ها چطورند؟
طبقه چهارم :اين زنان شغل   و بچه هاي دوست داشتني دارند . داراي چهرهاي زيبا هستند و  همه چيز را در خانه باب ميل همسرو هدفهاي عالي در زندگي دارند .آندو واقعا به وجدآمده بودند !واااااااااي چقدر خوب پس چه چيزي ممكنه طبقه آخر باشه؟
پس به طبقه پنجم رفتند .آنجا نوشته شده بود: اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كندمردان راضي شدني نيستند .از اينكه به مركز ما آمده ايد متشكريم و روز خوبي براي شما آرزو
منديم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!(بین خودمون باشه اما من تو این داستانه جای زن و مردم عوض کردم البته بین خودمون باشه ها... چون زنا اینجوری نیستن... مردام زیاد اینجوری نیستن) 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه بیست و سوم تیر 1386  |
 مراحل تکامل عشق

این مطلب و دیدم و خوشم اومد گفتم بذارمش شمام بخونید.

امیدوارم خوشتون بیاد.

مراحل تکامل عشق


عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:

1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي :
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي :
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:

دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
* دلربايي خود خواهانه :*
هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.

* دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهی منشعب می گردد.

4- مرحله صمیمیت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به عشق خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. 

  یه نفر دیروز بهم یه حرفی زد از اونم خوشم اومد گفتم بخونید:

گفت به بابام گفتم عشق چیه؟

گفت کشکه !

منم گفتم زندگی آشه بدون کشک بی مزه میشه!

 


همه ي ما با اراده به دنيا مي آييم. با حسرت زندگي ميکنيم و با حسرت

ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن . پس هرگز به خاطر غمهايت گريه

مکن و مگذار اين زمين پست شنونده ي آواي غمگين دلت باشد افسوس

آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند

لجبازي ميکنيم و بعد براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه نوزدهم خرداد 1386  |
 عشق چیه؟؟؟؟
 

اگه از عشق مي شه قصه نوشت مي شه از عشق تو گفت!

مي شه از ستاره هاي چشم تو  مغرب نو مشرق نوبر پا کرد!

مي شه از برق نگات خورشيد و خاکستر کرد!

مي شه از گندمي هاي سر زلفت يه عالم شعر نوشت!

آره از عشق مي شه قصه نوشت.!

اما به شرطي که عاشق باشي!

اصلا کی می دونه سمبل عشق چیه؟

این گل می تونه سمبل عشق باشه؟

سمبل عشق

 

............ کي تا حالا واقعا عاشق شده؟!

کي تاحالا الکي شعار نداده؟!  اصلا فرض مي گيريم که خيليا عاشق شدن و الکي شعار ندادن.. کدوم يکي از اوناي که عاشق نشدن تا حالا به عشقشون خيانت نکردن؟!

کدو م يکيشون غرورشونو پاي عشقشون شيکوندن؟!

کدومشون تا حالا به عشقشون دروغ نگفتن؟!

اصلا فرض مي کنيم دروغم نگفتن... اصلا همه ي اينا درست کي تا حالا معناي عشق واقعي و درک کرده؟! من؟! شما؟!

نه من نه شماها و نه هيچ کس ديگه معني واقعي عشقو درک نمي کنه!

چون عشق اونقدر مقدسه که درکش کار من و شما نيست. بايد اونقدر ايمانت قوي باشه اونقدر قدرت درکت بالا باشه تا خدا اين نعمت بزرگو بهت بده. تا لايقش بشي.......... تا عاشق بشي.............تا واسه معشوقت جون بدي............ تا فداي تک تک نفساش بشي...........تا وقتي قلبش مي زنه حاضر باشي وجودتو واسه ضربان قلبش بدي.................. تا وقتي نگات ميکنه از عشق چشاش بميري ........... تا وقتي ناراحته وقتي دلش غم داره اونقدر از قدرت عشقت استفاده کني تا تو عشق غرق بشه و هيچي ديگه نفهمه فقط و فقط تو گرمي آغوشت عشق و ببينه............. تا وقتي بهت مي گه دوستت دارم عمرو وجودو زنديگيتو در اختيارش بذاري .بگي بيا اينا همش مال تو چون خودت مال مني چون من جز عشق تو هيچي نمي خوام هيچي هيچي هيچي.......  واقعا هيچي نمي خوام!!!

نگات واسم بسه صدات واسم بسه چشات واسم بسه... !!!

نمي دونم چرا دلم انقد غم داره . انگار چشام . دنيام . فردام يه چيز کم داره؟! شايد يه نگاه شايد يه صدا ...... يه صدايي که آشنا باشه يه نگاهي که........!

سکوت چشمانم مرز زمان را مي شکند نگاه دلم براي بودنت هر لحظه تمنا مي کند . و بودنت تمام اميد زندگيم مي شود در تقدير بودنم باران نمي باريد اما از لحظه بودنت آسمان بارانش را ارزاني کرده دنياي دلم در اين تنگناي بودن در اين حس پرواز جز لحظه هاي با تو بودن آرزويي در دل ندارد.

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386  |
 افسانه زندگی
 

 

دود می خیزد ز خلوتگاه من

کس خبر ی یابد از ویرانه ه ام

با درون سوخته دارم سخن

کی به پایان می رسد افسانه ام؟

دست از دامان شب برداشتم

تا بیاویزم به گیسوی سحر

خویش را از ساحل افکندم در آب

لیک از ژرفای دریا بی خبر

بر تن دیوارها طرحی شکست

کس دگر رنگی در این سامان ندید.

چشم میدوزد خیال روز و شب

از درون دل به تصویر امید

تا بدین منزل نهادم پای را

از درای کاروان بگسسته ام

گرچه می سوزم از این آتش به جان

لیک بر این سوختن دل بسته ام.

تیرگی پا می کشد بر بامها

صبح می خندد به راه شهر من

دود می خیزد هنوز از خلوتم

با درون سوخته دارم سخن!

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386  |
 "قدرت دعا"
 وقتی این چیزارو میخونم و چیزایی مثل این میبینم! دلم پاک میشه. انگار دیگه هیچی از این دنیا و مردم ..... نمی خوام !!!

فقط و فقط خدا و بزرگی اون میاد جلوی چشمم!

دلم میخواد فریاد بزن خدایا شکرت! بخونید دلتون پاک میشه! ما آدما هیچ وقت تنها نیستیم. یعنی خدا تنهامون نمی ذاره!

!!!

لوئيز زني بود با لباسهاي کهنه و مندرس، و نگاهي مغموم. وارد خواروبار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست کمي خواروبار به او بدهد. به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند کار کند و شش بچه شان بي غذا مانده اند
جان لانک هاوس، با بي اعتنايي، محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون کند.
زن نيازمند، در حالي که اصرار ميکرد گفت: آقا، شما را به خدا ، به محض اين که بتوانم پول تان را مي آورم
جان گفت نسيه نميدهد.
مشتري ديگري که کنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت: ببين خانم چه مي خواهد، خريد اين خانم با من!
خواروبار فروش با اکراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم. ليست خريدت کو ؟
لوئيز گفت: اينجاست!!!
.«ليستت را بگذار روي ترازو. به اندازه وزنش، هرچه خواستي ببر»
لوئيز با خجالت يک لحظه مکث کرد،از کيفش تکه کاغذي در آورد، و چيزي رويش نوشت وآن را روي کفه ي ترازو گذاشت. همه با تعجب ديدند کفه ي ترازو پايين رفت....
خواروبار فروش باورش نشد. مشتري از سر رضايت خنديد
مغازه دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در کفه ي ترازو کرد. کفه ي ترازو برابر نشد، آن قدر چيز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.
در اين وقت خواروبار فروش با تعجب و دل خوري تکه کاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته شده است.
کاغذ، ليست خريد نبود، دعاي زن بود که نوشته بود: « اي خداي عزيزم، تو از نياز «من با خبري، خودت آن را برآورد کن
مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئيز داد و همان جا ساکت ومتحير خشکش زد.
لوئيز خداحافظي کرد و رفت!!!

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386  |
 "تولدم مبااااااااارک"

"تولدم مبارك"

سلام خوبين؟؟؟؟؟؟؟؟
من كه خيلي خوبم آخه فردا تولدمه!!۲۲ فروردین!
فردا17 سالم كامل ميشه!!!!
چقدر زود گذشت!
انگار همين ديروز بود كه تو عالم بچگي بازي مي كرديم!!!
وقتي تولدم ميشد مامانم هميشه همبازيامو دعوت ميكرد خونمون . عاطفه و سعيد و آرش و پريسا و علي  و....... چه روزاي خوبي داشتيم باهم عين خواهر برادر بوديم!!
حالا ديگه همه شون بزرگ شدن!
يادش بخير! تو حياط با هم گرگم به هوا . قايم باشك بازي مي كرديم.......!
دلم واسه اون روزا يه ذره شده!
خلاصه بگذريم......... از بحث ولادت با سعادت من رسيديم به خاطره هام كه اگه بخوام بگم صد تا دفترم كم مياد!

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود!

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود!
بي تو براي شاعري واژه خبر نمي شود!

بغض دو باره ديدنم از تو به در نميشود!
فكر رسيدن به تو فكر رسيدن به من!

از تو به خود رسيده ام اينكه سفر نميشود!
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود!

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود!
دلم اگر به دست تو به نيزه اي نشان شود!

براي زخم نيزه ات سينه سپر نميشود!
صبوري و تحملم هميشه پشت شيشه ها!

پنجره جز به بغض تو ابري و تر نميشود!
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود!

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود!
صبور خوب خانگي شريك زجه هاي من!

خنده ي خسته بودنم زنگ خطر نميشود !
حادثه ي يكي شدن حادثه اي ساده نبود!

عشق تو جز تو از كسي زير و زبر نميشود!
به فكر سر سپردنم به اعتماد شانه ات!

گريه ي بخشايش من كه بي ثمر نميشود!
هميشگي ترين من لاله ي نازنين من!بيا

كه جز به رنگ تو دگر سر نميشود!
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود!

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود........

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386  |
 من برگشتم

سلام دوستای خوووووووووبم!

 اول یه همه یه معذرت خواهی به همتون بدهکارم!

۱۵ روز نبودم. مسافرت بودیم ! جاتون خالی بود!

خوبین؟ چی کارا کردین من نبودم؟ شیطونی؟

دلتنگین؟ نه؟ اشکال نداره برگشتم! همه چیز تموم شد!!!!!!

ببخشید که دیر شد عیدتون مبارک ایشالا سال خوبی در کنار خانوادتون داشته باشید!

سالی پر از موفقیت .خوشبختی. صفا صمیمیت. عشق و........ دیگه نمی دونم چی بگم هرچی خوبی تو دنیاست داشته باشید!!!!!!!! 

مرسی به خاطر نظراتتون واقعا از تک تکتون ممنونم!

نظرات سازندتون به من انرژی میده. دستتون درد نکنه!!!!!!!!!!!!!

بازم از این کارا بکنییییییید!!!


|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386  |
 عاشق
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟

 من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند صبر.صبر.صبر.....!
 براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟

من هم با بي حوصلگي زير آن  نوشتم: بميرد! اگر بميرد بهتراست!
 براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386  |
 عیدتون مبارک
"عيدتون مبارك"
سلام من دوباره اومدم .ساحل جووووووووووون دوباره اومده كه خوشحالتون كنه !
مي دونم دلتون خيلي واسم تنگ ميسه!!
 راستي... خوبين؟؟؟
عيدتون مبارك!
اميدوارم سال 1386 واسه تك تكتون سال خوب و پر بركتي باشه!
اين سالي كه پشت سر گذاشتيم يعني سال 1385 خيلي واسم سال بدي بود البته نه بدتر از سال قبل ترش(1384)
خلاصه هر چي بود تموم شد. ولي دلم واسش تنگ ميشه.راستي دارم ميرم .ديگه ام بر نمي گردم.........شوخي كردم بابا گريه نكنيد!!
تا 2 روز ديگه ميريم شمال تا سيزدهم بر ميگرديم. دلم واسه تهران و آدماش تنگ ميشه ..........!
!
راستي تا يادم نرفته بگم دست همه تون درد نكنه واقعا شرمندم ميكنيد همه ي دوستاي گلم كه قدم رو چشمم مي ذارن و زحمت ميكشن ميان نظر ميزارن واسم تك تكتونو دوس دارم!
اونايي كه منو ميشناسن مي دونن من هميشه بهترينهارو واسه خودم مي خوام(بعضيا مي گن خود خواهي بعضيام ميگن مغروري) اما هيچ كدوم نيستم به خدا. فقط  از آدماي بد خوشم نمياد . از آدماي پررو خوشم نمياد. هميشه عاشق بهترينهام شمام حتما بهترينين كه دوستون دارم!
!بازم ميگم ممنون و متشكرم به خاطر همه چيز
راستي خوبي بدي ديديد ببخشيد اميدوارم خدا هم ببخشتم!


اینم یه سری عکس واسه دوستای گلم

محمد حسینی  

نانسی عجرم   

نانسی  

ابرو 

فان 

بازیکنای تیم ملی 

دلم واستون تنگ میشه فلان خداحاااااااااااااااااافظ


 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه بیست و ششم اسفند 1385  |
 عاشقتم

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلي...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل آب پاک و زلالي...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

 

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه بیست و ششم اسفند 1385  |
 خدایم خسته ام!
بارها زير لب زمزمه کردم "الهي و ربي من لي غيرک"......ولي اين بار وجودم فرياد مي زند "الهي و ربي من لي غيرک" .....چرا که از آدميان خسته ام خدايم .

الهي ! در سکوت افتاده اي بيش نيستم ، تو دليل سکوتم را مي داني ، و چه آسان سکوتم را هم محکوم کردند .

الهي ! مي گذارم تا باز هم بگويند ، چرا که تو را دارم و تو مرا بس .

الهي ! گفتي خريدار دل شکسته اي ، آوردمش ولي ارزان نمي فروشمش . ميدانم بهتر از تو خريداري پيدا نمي کنم ميدانم با من راه مي آيي .

الهي ! ببين در راه مانده اي هستم دلتنگ وصال ، دلتنگ آغوش يار ، دلتنگ شنيدن صداي قلب يار . الهي درياب !

الهي ! سادگي را به من ارزاني کن هرچند مجازاتم کنند !

 الهي! جنون عطا کن .جنون ، جنون ، جنون.

الهي ! کودکان چه معصوم مي خندند ، کودکي عطا کن .

الهي ! ياري ام ده که در مقابل اين قوم هيچوقت سر تعظيم فرو نياوردم چرا که سجده گاه من و تعظيم من فقط و فقط براي توست .

الهي ! ياري ام ده مقاومت کنم و بر نامهربانان لبخند بزنم
 .
الهي يا ربي دل بي کينه عطا کن ، دل بي کينه عطا کن خدايم .

الهي ! وقتي غنچه اي کوچک با نور خورشيدت شکوفا ميشود واي به احوال من که با نور تو قلبم تاريک بماند و به روشنايي سلام نکند .

الهي ! حرف بسيار است, در خلوتهايم برايت سخنها دارم .سخن عشق به الله  عشق به تو خدايم زيرا كه جز تو معبودي ندارم, جز تو عشقي ندارم و جز تو مني وجود ندارم......... ,سخن زندگي

 اما با عشق تو, اي تنها تكيه گاه من!!!

و در آخر خدايم ببخشاي مرا .چرا كه حقيرم در مقايل عظمت و شكوه تو ببخشاي كناهان مرا  چرا كه الرحمن الرحيمي چرا كه ارحم الراحميني.....!

يا رب به يادت و به ياريت!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه نوزدهم اسفند 1385  |
 غم

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در شنبه نوزدهم اسفند 1385  |
 غرور
انگاه که غرور کسي را له مي کني!

انگاه که کاخ ارزوهاي کسي را ويران مي کني!

انگاه که شمع اميد کسي را خاموش مي کني!

انگاه که حتي گوش خود را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي!

انگاه که خدا را مي بيني و بنده اش را ناديده مي گيري!

مي خواهم بدانم دستانت را به سوي کدام اسمان دراز مي کني تا براي خوشبختي خودت دعا کني؟

به سوي کدام قبله نماز مي گذاري که ديگران نگذارده اند؟

به عشق كدام معبود از خواب بر مي خيزي و براي رضاي كدام معبود روزت را مي گذراني؟

 

 

 

بيايد سعي كنيم جزء بهترينها باشيم تا حداقل بتونيم خوب باشيم. بتونيم پيش معبودمون سر بلند با شيم
عاشق باشيم و بي دل.  تنها عاشق خدا باشيم. فقط به اون توكل كنيم تا بتونيم به آرزوهاي قشنگمون برسيم!

در سرخ ترين ساعت خورشيد بريده هاي مرا تماشا كن  كنار مرده ام
تماشا كن خانه اي را كه رو به نا بوديست و مي ترسد از من بي تو
من بي تو شر مسا ترين افسانه نا تمامي ا م  بي تو مي پوسم از اين بي سر انجامي
مي بازم به تمام فراز ها
از اي كاش ها ميسوزم و از فردا مي ترسم
نگو گفتنيها شنيده شده, فرصتها تمام,  من هنوز و هميشه به تو دل خوشم و محتاج
به من نگو........................!


|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه هفتم اسفند 1385  |
 دردو دل من
سلااااااام !
چطورين؟
من كه خيلي خوبم اميدوارم شما هم خوب و تپل باشيد!
راستش امروزیعنی۱۳۸۵.۱۱.۲۱ چه دقیقم تا بعد از ظهر يه كم حالم گرفته بود اما حالا خيلي خيلي خوبم!
البته تا بعد از ظهرم كه زياد خوب نبودم فيلم بود .آخه تمام وقت خواب بودم. اصولا زياد به چيزاي بي خود توجه نمي كنم. البته درستشم همينه. خلاصه خيلي امشب خوشحالم و براي اولين باره كه دارم با انرژي هرچه تمام تر و خيال آسوده وبلاگمو آپ ديت ميكنم!
خدا كنه اين خوشيم زود گذر نباشه!
راستي يه چيز ديگه تو پست قبليم گفته بودم عشق و عاشقي كشكه .ولي منظورم عشق الهي كه تو وجود همه هست و عشق مادر كه اونم يه نوعشق الهيه نيست منظورم عشقاي واقعا كشكيه.بعضي از عشقا مث عشق داداش سروشم عشق واقعيه اما قبول  كنيد بعضياش خدايي صدرحمت به كشك!
خوب ديگه انگار زيادي حرف زدم!
بازم ميگم نظر يادتون نره.آهان راجه به عشق واسم نظر بذاريد مي خوام نظر شمارم بدونم! 

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 خدا جونم

خدارو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام  
خدارو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام
خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت
خدارو دوست دارم ولي نه واسه زيبا و زشت
 خدارو ميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم
خدارو ميخوام نه واسه روزاي تلخ آخرم
خدارو ميخوام نه واسه سكه و زر. كوي و مقام
خدارو مي خوام كه فقط تورو نگه داره برام
خدا رو دوست دارم واسه اينكه تورو بهم داده
خدارو دوست دارم چون عاشق بودن و يادم داده
خدارو دوست دارم چو ن عاشقارو خيلي دوس داره
خدارو دوست دارم چون عاشقو تنها نمي ذاره
خدارو دوست دارم واسه اينكه هواسش با منه
خدارو دوست دارم آخه هميشه لبخند ميزنه
خدارو دوست دارم واسه اينكه من و تو با هميم
خدارو دوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم


 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 دردو دل
سلااااااام به همه ی دوستاااااااااااای گلم(با عرض معذرت که ذوق زده شدم و یه دفعه همه چی کش اومد!)

خوبین بی معرفتا؟؟؟؟

راستی می خوام از این به بعد هر دفعه که آپ می کنم یه چند کلمه ای باهاتون حرف بزنم(اگرچه میدونم هر چی حرف بزنم ازم سیر نمی شید) اما چه کنم من که زیاد نمیتونم واستون حرف بزنم(جای دهنم دستام درد میگیره). راستش خسته شدم از بس واسه عاشقا چیز میز نوشتم. بسه دیگه یه کمم مث من loveless باشیدمن فقط بلدم عشقولانه بنویسم.ولش کن عشق و عاشقی دیگه چه کشکیه!

عشق یه نوع ویروسه .یه ویروس که اگه باهاش بد تا کنی در جا جونتو میگیره!

یه ویروس که از راه چشم وارد بدن میشه و وااااااااای خدا به داد مبتلاش برسه(بیچاره میشه)

راستی......... یادم اومد چی می خواستم بگم!

اگه همینجوری پیش برید با همتون می قهرما!

بگید چرا تا  بگم.........بگم؟

نه نمیگم

حالا که انقدر اصرار می کنید میگم!

چون هر روز آمار بازدید کنندگان وبلاگم بیشتر میشه ولی تعداد نظرات شما داره به زیر صفر میرسه!باشه اما هم خدایی داریم!

د آخه منم آدمم .دل دارم . اگه همینجوری پیش برید یه روز چشاتونو باز می کنید میبینید ای دل غافل......... ساحل پر کشید و رفت خدای نکرده نگید مردما یعنی قهریدم (این تهدید و جدی بگیرید!)

خلاصه گفتم بگم نگید نگفت و یه دفعه رفت!

خوب حالا که میبینم به اشتباهتون پی بردید بهتون فرصت میدم(اخما تونو باز کنید)

ساحل جوووووووووووون هست البته فلان(تا وقتی که بهش ثابت کنید .دوسش دارید)!

آهان یه چیز دیگه چرا تو نظر سنجی شرکت نمی کنید ؟؟؟؟؟

از این به بعد ببینم چی کار می کنیدا!!

فلان با بای دوستااااااااااای گلم!

راستی کد راست کلیک رو هم برداشتم که دیگه فحش ندید!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 زن ذلیلان
الهي به مردان در خانه ات

به آن زن ذليلان فرزانه ات

به آنان که در بچه داري تک اند

در حال عوض کردن پوشکند

به آنان که با ذوق و شوق تمام

به مادر زن خود بگويند مامان

به آنان که دامن رفو ميکنند

ز بعد رفويش اتو ميکنند

به آن قرمه سبزي پزان قدر

به آن مادران به ظاهر پدر

الهي به آه دل زن ذليل

به آن اشک چشمان ممد سبيل

که ما را بر اين عهد کن استوار

از اين زن ذليلي مکن برکنار

این گل رو تقدیم میکنم به همه ی مردای خوب و حرف گوش کن(واژه ی زن ذلیل اشتباهه) .خیلی خوبه آقایون به حرف خانومشون گوش بدن(البته روابط باید متقابل باشه)خانوما جر نزنن!

 

 


 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 دوستت دارم
بـاهـات نبـودم، برات که بودم
اگه چشمات نبودم، نگات که بودم،
هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي
 اگه حرفات نبودم، صدات که بودم
اگه پـاهـات نبودم، يه راه که بودم
اگه گريه نبودم، يه آه که بودم،
تو خودت مثـل روز آفتابي هستي
اگه خورشيد نبودم، يه ماه که بودم،
 مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل

    

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 انتقام
انقده بدي ديدم از اون چشاش
كه دارم دق ميكنم با خنده هاش
آخه پس كو اون مرامت بي مرام
كاري مي كنم يه روز خودت بيفتي به پاهام

پس كجاست اون كسي كه تو عاشقي مدعي بود
بهش بگين پست تر از اون تو زندگيم هيچ كي نبود.

بهش بگين دنبالشم ، هر جا بره منم مي رم
انتقام تمومه لحظه ها مو من مي گيرم

انتقام اين دلم كه موند و مرد و دم نزد.
همه ي طعنه هايي كه كم نزد

آره من تا اون روزم ديگه آروم ندارم
آسمون ، زمين بياد من انتقامو مي گيرم
.

اینم واسه اونایی که از دست بعضیا دلشون گرفته!(ولشون کنید بابا. هر چیزی لیاقت می خواد. که خیلی لیاقت ندارن) من که خودمودرگیر نمی کنم شمام سعی کنید سخته ولی ممکنه!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385  |
 قمر

آهنگ وبلاگم و واسه این چند روز محرم برداشتم به احترام خون امام حسین!

 

(التماس دعا)

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه چهارم بهمن 1385  |
 یا حسین

اللهم صلي علي محمد و آْل محمد
خدايااااااااااااااااااااااااااا!
قسم به ماه محرم . ماه خون عزيزانت .گناهان مارا ببخشاي!

التماس دعا

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در چهارشنبه چهارم بهمن 1385  |
 عکسای دیدنی از بازیگرا و شخصیتها

دوستان این عکسارو ببینید خیلی جالبه. البته هر چند وقت یه با ر آپ می شه

اینم عکس خانم هدیه تهرانی  http://i11.tinypic.com/4i3fypu.jpg

عصار و خانواده   http://i10.tinypic.com/2cnuzqu.jpg

امان از این دوربینای بی موقع(تو این وضعیت) http://i14.tinypic.com/4fxelci.jpg

آقای خاتمی و فرزندانشون http://i11.tinypic.com/3zvd4x0.jpg

این کفشا اینجا چه کار می کنه؟ http://i16.tinypic.com/2hpr9k0.jpg

علی دایی  http://i10.tinypic.com/2wedg0n.jpg

آقای احمدی نژاد  http://i14.tinypic.com/2aahqtd.jpg

آخه از این آقا دیگه بعیده  http://i16.tinypic.com/2w24h9d.jpg

این چاق ترین زن دنیاست http://i3.tinypic.com/2hga0ra.jpg

 

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در دوشنبه دوم بهمن 1385  |
 امان از این پسرا!

اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد :
 
1: ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!! 
 
 
2: حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده! 
 
 
3: تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
 
 
4: تا حالا هر چي التماس کرده دختراي ناز ايروني که سهله يه وزغ ماده هم تحويلشون نگرفته!!
 
 
5: توي دانشگاه نمره هاي ماکزيمم دخترا رو ديده و براي اينکه کسي نفهمه آي کيوش در حد کلوخه مجبوره بشينه براي دخترا حرف در بياره 
 
 
6: تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تميزي و خوشتيپي خواهرش مدام زدند تو سرش !  
 
7: از اينکه با صد نوع مدل موي مختلف و خط ريشاي عجيب غريب نميتونه قيافه مثل اژدهاشويه کم شبيه آدما بکنه به دختراي ايروني که با آرايش زيباتر ميشند حسودي مي کنه 
 
 
8: مي بينه يک نفر تو دنيا پيدا نميشه که فقط يه بار منتشو بکشه و بايد يه عمر ناز کش باشه 
 
 
9: مي بينه خيلي از مردا و پسراي اطرافش (وحتي خودش) حاضرند با اشاره يه خانم همه چي شونو فدا کنند اون وقته که يه جاش به شدت ميسوزه  و به جاي زنگ زدن به آتش نشاني پشت سر دختراي گل حرف در مياره 
 


|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در یکشنبه یکم بهمن 1385  |
 دخترای بیچاره
بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه!
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره!
 اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه!
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه!
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه!
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست!
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه!
اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود!
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! ا
گه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده!
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه!
اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره!
اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه !
اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه !


|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 اس ام اس
و هنگامي كه ابراهيم ازبريدن سر اسماعيل منصرف شد اسماعیل گفت پدز حال چه کنم؟

پدر گفت: مربا بده بابا!


دوست داری خر ما چت کنه؟ یا خرو ماچ کنی؟ یا یکی با یه ماچ خرت کنه؟ یا یکی خرکی ماچت کنه؟ یا یکی انقد خر بشه که ماچت کنه؟


و خدا شیطان را گفت که انسان را سجده کن . شیطان گفت نمی کنم. خدا گفت تو غلللللللللللللللط میکنی!


هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت . و دلشون بسوزه که ماهشون مال منه!


خیلی بی مرفتی! خیلی نامردی! خیلی بی وفایی! خیلی بی جنبه ای!

آخه نامرد ما باید از رو چی توز بفهمیم موتور خریدی؟


هر وقت حس کردی همه ی  درها به روت بسته شده و دلت پر از غمه دستاتو تا جایی که میتونی رو به آسمون بلند کن و با همه ی توانت بزن تو سرت!


با تولد دومین گوسفند شبیه سازی شده. دیگه نمی تونم بگم دنیا دیگه مث تو نداره!


ديروز : از پذيرفتن خانم هاي بدحجاب معذوريم!!! امروز: از پذيرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوريم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شويد!


خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد!


مي دوني شباهت ابگوشت با اتوبوس چيه ؟.
تو هر دو تاش گوشتاش ته واي ميستن!


اون كسي كه الفبا رو اختراع كرد يه اشتباه بزرگ كرد . بين i و u فاصله انداخت . ولي در عوض اون كسي كه كيبورد رو اختراع كرد اين مشكل رو حل كرد!


دنيا رو بد ساختن .. کسي را که دوست داري . تو را دوست نمي دارد .. کسي که تو را دوست دارد . تو دوستش نمي داري .. اما کسي که تو دوستش داري و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ايين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است!


يه روز يه رشتيه با يه ترکه با يه تهرانيه با يه امريکاييه با يه ابادانيه با يه اصفهانيه با يه مکزيکيه با من تصميم گرفتيم بذاريمت سر کار!


سلام ... من از اداره برق مزاحمتون مي شم ... شما شاکي خصوصي دارين !!!! اخه برق چشماتون يه نفر رو کشته!


خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري !


چيه فکر کردي يک 1 اس ام اس جديده ؟ يا فکر کردي کارت دارم ؟ نه بابا فقط مي خواستم بگم دوستت دارم!


قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي !


گرگه ميره در خونه‌ي شنگول و منگول در ميزنه ميگه من مادرتونم. پي نوکيو ميآد در رو باز ميکنه ميگه ببخشين از اينجا رفتن!



يه تيكه آهن محكم روي پاي يه اصفهاني ميفته داد ميزنه ميگه آااااااااااااخ كفشم!


اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو
دوستش داري!


تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد !


زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!


تو را به اندازه تمام انگشتان دستم دوست دارم
ارادتمند شما مار !


پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم ;كه چرا يك شب عاشق نبودم.


فقط اس ام اس دادم بگم سرت از بالش افتاده. سرتو بذار رو بالش!


دستتو مشت کن. مشت کردی؟

حالا محکم بزن تو چشمم تا کور شم دوریتو نبینم....!


ترکه میره سربازی!

کجارو نگاه میکنی ترکه رفته سربازی!

|+| نوشته شده توسط LoveLeSs در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |